تبليغاتX
پندار نيك

پندار نيك

پندار نيك

سه راه براي استفاده از لحظه هاي زمان حال:

در " حال " باش

هنگامي که مي خواهي شاد و موفق باشي بر آنچه اکنون مهم است تمرکز کن.

از هدفت براي نشان دادن واکنش در برابرآنچه هم اکنون اهميت دارد، استفاده کن.

از گذشته درس بگير

هنگامي که مي خواهي زمان حال بهتر از گذشته باشد توجه کن که در گذشته چه حوادثي روي داده است.درس ارزشمندي از آنها بگير، کارهاي گذشته را به گونه اي متفاوت انجام بده.

براي آينده برنامه ريزي کن

آنگاه که مي خواهي آينده بهتر از زمان حال باشد، برنامه اي تهيه کن که رسيدن به هدفت را ممکن کند.در زمان حال برنامه ات را اجرا کن.

 

منبع :

کتاب the peresent

اسپنسر جانسون

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم بهمن 1390ساعت 7:18  توسط من هیچ  | 

هیچ بذری جز بذر محبت نکاریم .
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم بهمن 1389ساعت 22:33  توسط من هیچ  | 

مراقبه : کیفیت درونی وجود انسان که به دست فراموشی سپرده شده ، مشاهده گری ودیدن است .

 مراقبه یعنی یکی شدن با هستی برای ابد و دیدن یعنی مراقبه .

 مراقبه آسان است و از راه تلاش بدست نمی آید .

 مراقبه یعنی آنچه را که هست بدون نام مشاهده کردن و مراقبه یعنی دیدن و ماندن در دیدن

مراقبه هنر ماندن با شیء مورد مشاهده است حتی برای چند لحظه .

مراقبه یعنی حرکت به سوی مرکز وجود ، یعنی به سمت خود کشیده شدن .

 مراقبه ، تلاش برای خنثی سازی چیزهایی است که جامعه در فرد کار گذاشته است .

 مراقبه یعنی بازگشت و تجربه مجدد معصومیت .

مراقبه یعنی سکوت ،سکوتی که آنقدر وسیع است که تو تقریبا در آن ناپدید می شوی ، هیچ صدایی و خواهشی نخواهی داشت .

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم دی 1389ساعت 23:3  توسط من هیچ  | 

همیشه فکر می کردم که سکوت همان سکون است . امروزه نیک می دانم که سکوت حرکت است . سکوت بلندترین فریادهاست ولی تاب آنرا ندارم . گاهی لب گشوده و روزه ام را می شکنم . فریاد از این این زبان. فریاد از این ذهن وراج من . فریاد .
+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم دی 1389ساعت 14:8  توسط من هیچ  | 

توليد کاريست انساني ، خلاقيت کاريست خدايي

من دي – فيلسوف آمريكايي

بالاتر از انسان توليد کننده موجود برتري وجود دارد

انگيزة خلاقيت حسادت و جاه طلبي را از بين مي برد

فدريك نيچه - فيلسوف آلماني

من بايد خودم ايجاد کنم يا بردة آن باشم که ديگري ايجاد کرده

وقت براي دليل آوري و مقايسه ندارم - پيشة من خلق کردن است

ويليام بليك - هنرمند انگليسي

+ نوشته شده در  شنبه ششم آذر 1389ساعت 13:32  توسط من هیچ  | 

علت خشم چیست ؟ عدم تعادل درون . اگر با خودم در آرامش هستم هیچ چیز نمی تواند مرا آشفته سازد و هیچ چیز هم نمی تواند مرا به خشم آورد . باید در جستجوی آرامش درونیم باشم . هره که ذهنم از خداوند دور می شود باید آنرا به دامان نیلوفرینش باز گردانم . او ساحل آرامش من در دریای متلاطم زندگیست . شاید علت آمدن من در این جا یافتن خواست و کار خداوند و انجام آن در آرامش و گمنامی باشد . شاید ...
+ نوشته شده در  شنبه هفدهم مهر 1389ساعت 18:29  توسط من هیچ  | 

غرور بزرگترین کجروی در مسیر معنویت است من باید در هر گام در برابر خودپسندی مقاومت کنم . روزی آگوستین به دوستان راهبش می گوید (( برادران عزیزم بهتر است به دنیا بازگردید اگر تصور می کنید از دیگران متفاوت یا برتر هستید .))

واقعا من که هستم ؟ هیچ مثل بقیه . یک انسان . نه بیشتر نه کمتر . یک رهرو . پس چرا گاهی اوقات دچار احساس غرور و گاهی دچار احساس حقارت نسبت به به دیگران می شوم ؟ شاید جواب این باشد که در آن لحظات  به خاطر عدم مراقبت از افکارم از آگاهیم دور شده ام و دچار توهمات واهی . خدایا مرا دریاب ...

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم مهر 1389ساعت 17:41  توسط من هیچ  | 

سعی می کنم  صادق باشم .با زبان خودم سخن گویم نه با الفاظ وام گرفته از دیگران . درست همانگونه که نمی توانم با صدای دیگران ترانه بخوانم نمیبایست از تجربه خویش نیاموخته ای سخن گویم .
+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم مهر 1389ساعت 10:10  توسط من هیچ  | 

ای حضور مقدس خاموش !

در خاموشی بسوی تو می آیم .

سکوت ، طریق ستایش و نیایش من است .

تو صدای سکوت را می شنوی

و پاسخ می دهی <خاموش خاموش خاموش>

و آنگاه <آرامش ، آرامش ، آرامش > .

منبع :کتاب (هر روز به سوی تو می آیم)

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم شهریور 1389ساعت 17:12  توسط من هیچ  | 

مرا وسیله صلح و دوستی خود قرار ده تا آنجا که نفرت است حامل عشق ، آنجا که  خطاکاری و بدی است حامل گذشت  ، آنجا که نفاق است حامل یکرنگی ، آنجا که شک است حامل یقین ، آنجا که نادرستی است حامل درستی ، آنجا که نامیدی است ،حامل امید ، آنجا که تاریکی است ، حامل نور ، و آنجا که  غم است حامل شادی باشم .

پروردگارا کمکم کن تا به جای تسلی خواهی تسلی بخشم . وبه جای درک شدن درک کنم . زیرا که پیدا شدن در گرو گم شدن است .با بخشش دیگران خود نیز بخشیده خواهیم شد و در مرگ حیاطی جاودان خواهیم یافت . آمین .

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم تیر 1389ساعت 10:52  توسط من هیچ  |